شبی پر ماجرا…

ali-admin دسته‌بندی نشده

هر آدمی تو زنگیش هم روزای خوب داره هم بد…دیشب نوبت رسیده بود به روز خوب من.روزی پر ماجرا.دیروز ۹۷/۱۲/۱۶ بود.شب تولدم.دیشب خیلی خوش گذشت و عالی ترین شب زندگیم بود.گرچه در این ۱۳ سالی که زندگی کردم  خیلی خاطره های دیگه هم دارم که عالی بودن ولی دیشب یه چیز دیگه بود.نه به خاطر کادو هام و نه به خاطر کیک تولد و خوردنی هاش.به خاطر کنار هم بودن.شادی های دوره همی و سوپرایز کردن خونوادم.واقعا خیلی بده که به خاطر کادو یا چیز های بی ارزش از خونوادمون بگذریم.بهشون اهمیت ندیم. و من دیشب به این موضوع رسیدم که هیچی مثل یه لحظه خنده ی خونوادم نمیشه…

شاید دوست داشته باشید:

زردی سیاه …

لعنت بر طلای زرد بی ارزش! آری، طلا هایی ناب و زیبا اما پوچ و تو خالی! این طلا های […]

ذهن سیاه!؟

وای چقدر سخته! مسئله ای که درگیرش بشیم! مسئله سیاه درون ذهن…   سلام بر همه 🙂 خوب هستید؟؟ فکر […]

چیکار میشه کرد!؟ فقط بازی :)

سلام بر همه… الان که دارم برای شما این مطلب رو تایپ می کنم واقعا بی حالم! برام بدترین اتفاقی […]

9 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *