چیکار میشه کرد!؟ فقط بازی :)

ali-admin دسته‌بندی نشده

سلام بر همه…

الان که دارم برای شما این مطلب رو تایپ می کنم واقعا بی حالم! برام بدترین اتفاقی که می تونست بیفته افتاد! واقعا خیلی بد بود! می دونید چی شد؟ نه معلومه که نمی دونید… خوب من می کم بهتون 🙂 وسط بازی زولا (zula) لپ تاپم خاموش شد 😮  واقعا خیلی حس بدی بود البته این رو هم بگم که من آدمی نیستم که واسه دانلود بازی نت بدم! وقتی دیشب که خونه ی عمه ام بودم دیدم پسر عمه ام داره زولا بازی می کنه من هم که خیلی بازی هایی مثل کانتر رو دوست دارم، رفتم تو گوگل تا دانلودش کنم! دیدم ۷ گیگ نت می خواد! داشتم پشیمون می شدم که یادم اومد فلش دارم! پس سریع به پسر عمه ام دادم اون هم برام ریخت و خلاصه شروع کردم به بازی… بازی خوبی بود ولی از شانس بد که بی موقع اومد سراغم، شارژ لپ  تاپ تموم شد و من هم که به بابام قول داده بودم ۵ دقیقه ی دیگه خاموش می کنم تا برگردیم به خونه ی مادربزرگم (این رو هم بگم که من در حال حاضر مسافرتم و شب رو خونه مادربزرگم به سر می برم:) ). وقتی رسیدمم خونه چون ساعت ۱ شب بود لپ تاپ رو گذاشتم زیر شارژ تا صبح بازی کنم ولی مگه من خوابم می برد؟؟؟ هی این ور قل خوردم. اون ور غلت خوردم. با گوشی ور رفتم. و تا اینکه باز هم خوابم نبرد… داداش کوچولوم امیرحسین که در مطلبی هم در موردش گفتم… رو بغل کردم و بالاخره خوابم برد… و اما خوابی ترسناک دیدم… از اون خواب هایی که در یک مکان واقعی رخ میده و با انسان های حقیقی!… حالا باهاش کار ندارم. شاید در موردش در مطلبی گفتم 🙂 و در نهایت الان که دارم براتون تایپ می کنم منتظرم تا لپ تاپم شارژش پر بشه و برم سراغ زولا 🙂

شاید دوست داشته باشید:

زردی سیاه …

لعنت بر طلای زرد بی ارزش! آری، طلا هایی ناب و زیبا اما پوچ و تو خالی! این طلا های […]

ذهن سیاه!؟

وای چقدر سخته! مسئله ای که درگیرش بشیم! مسئله سیاه درون ذهن…   سلام بر همه 🙂 خوب هستید؟؟ فکر […]

من معمولیم؟؟؟

“من معمولیم؟”  منظورم از این حرف اینه که ما در یک موقعیت قرار می گیریم که احساس می کنیم که […]

2 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *